السيد موسى الشبيري الزنجاني
6532
كتاب النكاح ( فارسى )
لسان العرب ، مصباح المنير و تاج العروس - در يكى از دو بيان خود - بدان اشاره كردهاند . مفهوم خاص نيز عبارت از اقعاد و زمينگير شدن است كه برخى از كتب لغت آن را يادآور شدهاند ، از جمله در مقاييس اللغه ابن فارس كه اديب معروف قرن چهارم و معاصر صدوق بوده و بعد از او نيز مدتى در حيات بوده است ، و صدوق در تفسير بعضى از معانى به كلام وى استدلال مىكند ، تصريح دارد كه زمانت آفتى است كه شخص را زمينگير مىكند ( يقعده ) . تاج العروس نيز مىگويد : أزمنه الله اى يقعده . سپس با او تفسير ديگرى براى آن بيان مىكند . بنابراين ، از مجموع گفتههاى لغويين استفاده مىشود كه زمانت در هر دو معنا استعمال شده است . در عين حال ، صاحب جواهر به نكتهاى اشاره مىكند كه مطلب درستى است . ايشان مىفرمايد : از فرمايش امام عليه السلام كه فرمودهاند : « چنانچه زمانت مخفى باشد شهادت زنها در مورد آن مقبول است » روشن مىشود كه مراد از زمانت در روايت ، معناى خاص آن يعنى زمينگير شدن نيست . زيرا اقعاد عيبى است كه همه مردم اعم از زن و مرد آن را مىبينند . بنابراين ، از خود روايت مىتوان استفاده كرد كه مراد از زمانت ، معناى عام آن است كه توجه به آن گاهى اختصاص به زنها دارد و گاهى مردها نيز آن را مىبينند . مراد از « ما لا يراه الرجال » در روايتى كه نامى از عفل و افضاء نبرده ، عيوب مخفى مانند عفل و افضاء است كه تنها زنها از آن مطلع مىشوند و مراد از « زمانة ظاهرة » در روايتى كه به اسم عمى و عرج اشاره ندارد ، عاهه و عيوب ظاهر مانند عمى و عرج است كه براى مردها نيز محسوس است . به هر حال با توجه به اينكه حمل نهى حاصل از روايات حاصره بر نهى تنزيهى از يك سوى با ابطال حق فسخ در مطلق عيوب سازگارى ندارد و از سوى ديگر با اطلاق رواياتى كه متعرض زمانت ظاهرة شده است منافاتى پيدا نمىكند ، اگر ما